اينم يه جورشه اما نا جورشه شايدم جور وا جورشه چی ميشه جور شه بايد بشه که اينجوری شه چه جوری ميشه نشه اينجوری بد جور ميشه که جور نشه ناجور ميشه  که اين اينجوری ميشه ديگه چه جوری ميشه ؟؟!!!

امروز وقت داری ميخوام ببينمت حتما ( نه خيلی کار دارم چی کارم داری؟؟) هيچی ميخواستم يه کم حرف بزنم باهات ، با ترانه دعوام شده (اِ چرا ؟؟ شما که خيلی خوب  ميفهمين همديگر و حالا چی شده ؟؟) هيچی بابا قرار بود با هم بريم نمک ابرود اما من بهش گفتم اين هفته نميتونم بيام باشه برای هفته ی بعد .اونم زد به سيم اخر گفت هيچ وقت برای من وقت نداری اما اگه کس ديگه ای بود براش وقت داشتی اصلا اين روزا اخلاقت عوض شده ( خوب تو چی گفتی ؟؟) هيچی منم شاکی شدم اخه اصلا منو نميفهمه خوب وقتی من اين همه دغدغه و گرفتاری دارم پاشم باهاش برم شمال بهش خوش نمگذره چون من همش به فکر کارمم اما اگه هفته ی بعد بريم فکر من ازاده بيشتر بهمون خوش ميگذره (اينارو به خودشم گفتی ؟؟) نه يعنی خودش نبايد بفهمه اين چيزا رو همه چی و بايد براش توضيح بدم ؟.(خوب اون چی کار کرد ؟؟) هيچی ساکت بود بدون اينکه حرفی بزنه از اتاقم رفت بيرون.من نميدونم اون چی ميخواد بهم نميگه ازمن چی ميخواد (يعنی خودت نبايد بفهمی اين چيزارو همه چی رو بايد برات توضيح داد ؟؟)‌ هاهاهاها (يعنی کلی خنديد) ای بابا خوشم مياد زود ميزاری تو کاسم (ديگه... ) حالا اين چند وقته زنگ نزده بهت (يه بار زنگ زد اما من سر کلاس بودم نميتونستم باهاش حرف بزنم ديگه هم زنگ نزد )‌ ولی من فکر ميکردم حتما تو ميدونی چی شده (نه بابا خبر نداشتم ) در هر صورت اگر تماس داشتيد با هم بهش بگو که خيلی دوسش دارم (باشه ميگم )(برو ديگه کلی کار دارم بابای ) بابای . تقريبا دو ساعت بعد : ميدونی چی شده ؟؟‌(نه نميدونم چی شده ؟؟) با کامياب دعوام شده الانم با هم قهريم من فکر ميکردم زنگ ميزنه بهم اما تا الان نزده اين مدت خيلی اخلاقش عوض شده (اِ سر چی دعواتون شده ؟؟) قرار بود با هم برين نمک ابرود (نمک ابرود؟؟)يه روزه با تور ميخواستيم بريم بابا .(خوب ؟؟) بعد گفت اين هفته نميتونم بيام کار دارم باشه برای هفته ی بعد منم بهش گفتم معلوم نيست باکی چی کار داری اونم يهو قاطی کرد سرم داد بيداد کرد منم از اتاقش اومدم بيرون ديگه ام نديدمش ( خوب نپرسيدی چی کار داره ؟) نه خودش بايد ميگفت وقتی نميگه يعنی کارش اونقداهم مهم نيست ( جدی ؟؟) حالا به تو زنگ نزده اين چند وقته ؟؟‌( چرا زنگ زده )پس همه چی رو ميدونستی ؟( معلومه که نه اون در اين رابطه چيزی نگفت فقط گفت اگه با تو تماس داشتم بهت بگم که خيلی دوست داره .) برو گمشو حوصله ی شوخی ندارم (اول اينکه خودت برو گمشو دوما درست صحبت کردن و ياد بگير ثالثا من با کسی شوخی ندارم ) مريم جدی گفت بهت که به من بگی دوسم داره (بله گفت ) پس چرا خودش بهم  نگفت (چون ميدونست پرو ميشی ) مريم خيلی نازنينی (برو خودت و لوس نکن ) تو تنها کسی هستی که..(گفتم برو ديگه صدات داره اذيتم ميکنه کاری نداری ؟؟ بابای ) دوست دارم مريمی بابای . اخرشم نفهميدم کی ميرن نمک ابرود اما مطمئنم که الان با همن اخه جفتشون تو يه شرکت کار ميکنن بعدشم با هم ميرن خونه . جالب اينجاست ترانه تا فهميد کامياب گفته دوسش داره همه چی يادش رفت (احتمالا کلا جريان نمک ابرود و فراموش کردن ؛)‌) 

با صدای بی صدا مثه يه کوه بلند مثه يه خواب کوتاه يه مرد بود يه مرد

با دستای فقير با چشمای مخوف با پاهای خسته يه مرد بود يه مرد

 شب با تابوت سياه نشست توی چشماش خاموش شد ستاره افتاد روی خاک

سايه شم نميموند هرگز پشت سرش غمگين بود و خسته تنهای تنها

با لبهای تشنه به عکس يه چشمه نرسيد تا ببينه قطره قطره ،     

                                                                       قطره ی اب قطره ی اب

 در شب بی تپش اين طرف اون طرف ميافتاد تا بشکفه صدا صدای،

                                                                               صدای پا صدای پا

/ 0 نظر / 13 بازدید