انکه بر در ميکوبد شباهنگام به کشتن چراغ امده است نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد ...

امدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم تا برای تو بميرم مهربان من ..
امدم ای نازنينم تا به جبران گذشته سرزپايت برنگيرم همزبان من ..
امدم تا انکه باشم تکيه گاه خستگيهات ای گل نيلوفر من
تا سحرگاهان بپيچد عطر گرم بازوانت در حريم بستر من مهربان من ..
در دو چشم من نگاه کن تو من و از من جدا کن با محبت اشنا کن
ترک ان افسانه ها کن مهربانی را صدا کن اين تو و من رو رها کن نازنينم ...
تو منو از نو بنا کن ..........
به دو چشمان تو سوگند در تمام ملک هستی اولين عشقم تو بودی اخرين عشقم تو هستی
سرزدی همچون ستاره در شب تنهايی من همچو باران بهاری تن کشيدی روزگاری در حريم شوره زاری ...
در قلب سردم زد جوانه گلهای خودروی ترانه شيرين ترين افسانه ها پر شد زما در خانه ها قصه های عاشقانه ...
ميماند از ما اين ترانه بر لبهای جاودانه در قحطی عشق و وفا از عشق ما باشد نشانه قلب ما در اين زمانه ..
امدم تا عاشقانه ... (بی خيال همه بابا )

/ 0 نظر / 17 بازدید