خوشم مياد وقتی که زير چشمی من و              نگاه ميکنی ..

خوشم مياد وقتی که با شيطنت سرت و            بالا ميکنی ..

 هيچ وقت انقد حسوديم نشده بود .هر وقت ميرم تو بلاگش اين دختره براش کامنت گذاشته (حسود خودتی اگه تو بودی حسوديت نميشد) روزی صد بار ميرم به بلاگش سر ميزنم اما اصلا وجود نميکنم براش کامنت بذارم اونوقت اين دختره را به را براش کامنت ميذاره .اينم شد زندگی ؟؟؟ خوب منم هر وقت کامنتاشو ميبينم دلم يه جوريش ميشه . اخه يکی نيست به اين خانوم محترم بگه اين همه وبلاگ چرا همش برای اين وبلاگ کامنت ميذاری ها؟؟ شايد يه ادم حسود باشه که چشم ديدن اسم تو رو تو کامنتای اين وبلاگ نداشته باشه ! بايد چی کار کنه اين ادمه ؟؟ منم هر ميرم به وبلاگش سر بزنم قبل از اينکه مطلبش و بخونم  مثه يه دختر بچه ی فضول اول کامنتاش و چک ميکنم.  يکی نيست به من بگه خوب تو که جنبه ی ديدن اين طور مناظر و نداری بيخود فضولی ميکنی !!!!  ميدونی وقتی ميبينم که جسارت و شهامت اين و ندارم که براش کامنت بذارم اما اين دختره به راحتی براش کامنت ميذاره بيشتر لجم ميگيره . هميشه بعد از ديدن کامنتاش ديس کانکت ميشم  کلی ميرم تو لک بعدشم از اينکه چنين صحنه ی غم انگيزناکی رو ديدم تا ساعتها به انزوا پناه ميبرم .. پيش خودمون باشه يه وقتايی هم تو دلم به اين دختره بد وبيراه ميگم (ميدونم که اشتباه ميکنم چون اون که تقصيری نداره )‌اما خوب اگه بدوبيراه نگم چی کار کنم ؟؟ ها ؟؟ خلاصه اينکه من دارم ميميرم از حسادت اما هيچ کس نميفهمه که در حال مرگم ؛)  اگه من مردم لطف کنيد انتقام منو از اين دختره بگيريد باشه ؟؟ ميترسم اون دنيا هم اين خانوم محترم دست از سر من بر نداره اما کور خونده من صاحب اين وبلاگ دوست دارم چه اين دنيا باشم چه اون دنيا اگه من براش کامنت نميذارم برای اينکه نظرمو برای قلبش ميفرستم نه برای وبلاگش (فکر کنم تونسته باشم دندوناشو رديفی بشکنم؛))در هر صورت اگه زنده باشم قراره يه دوره اموزش ادم دزدی ببينم اون وقت ميرم ميدزدمش اين خانم گلم تا هر وقت دوست داره کامنت بذاره اصلا به جای يه بار روزی صد بار کامنت بذاره (من ميدزدمش کمکم ميکنی تا بدزدمش؟؟) ؛) راستی ديشب تولد دوست جونم بود (شتيلا جونم تولدت مبارک ) ..

اگر شعرهای من زيباست              دليش ان است           که تو زيبايی..

حالا                                         هی بيا و بگو              چنين است وچنان است..

اصلا مهم نيست                       تو چند ساله هستی     من هم سنو سال تو ام ..

مهم نيست خانه ات کجاست      برای يافتنت کافی است    چشمهايم را ببندم ...

خلاصه بگويم                                                       حالا،هر قفسی که ميخواهد

به درگاه خانه ات باشد                  عشق پيچکی است که ديوار نميشناسد ..

/ 0 نظر / 6 بازدید